تبليغاتX
همکلاسی
 

 

 

همکلاسی


دانشجویان کارشناسی کامپیوتر دانشگاه اقبال لاهوری

 

bullet بودن یا نبودن؟؟؟
 تقدیم به کسی که در کنارم نیست ولی حس بودنش به من شوق زیستن می دهد

دلم تنگ است برای همه آنها که روزی بودند و امروز نیستند.

برای کسی که هر روز طنین  صدایش آرامش بخش لحظه هایم بودو اینک حتی صدایش راهم نمی شنوم . کسی که روزی با نگاهش آرام می گرفتم و امروز سالهاست که او را ندیده ام.دلم تنگ است برای کسی که همدم لحظه های بی قراری و دلتنگیم بود و اینک دست نوازشش را احساس نمی کنم. کسی که تا دیروز با نگاهش جان می گرفتم و امروز با سکوتش ،آتش.

کسی که تا وقتی بود بودنش را احساس نمی کردم و امروز که رفته است سایه سنگین نبودنش مرا آزار می دهد.کسی که دیروز هدیه خدا بود و امروزبه آسمان  پر کشیده است.کسی که دلتنگی هایم برایش پایانی ندارد . کسی که یک لحظه دیدن دوباره اش آرزوی من است.امروز ودر تمام لحظه های زندگی نبودنش را حس می کنم ،با تمام وجودم.

با همه اینها می دانم اوهمیشه  در کنار من  است  افسوس که ...

 دلم تنگ است برای دیدن او

او که سالهاست عطر نفس هایش همراه من است

او که دعایش همیشه بدرقه راه من است

او که با نگاه مهربانش همیشه مرا همراهی می کند.

امروز باری دیگر از ته دل فریادی می کشم

دوستت دارم مادر

من مدتهاست به این قصه عادت کرده ام فقط گاهی از روی دلتنگی مرورش میکنم.

خواست خداوند براین بوده و هیچ شکی در آن نیست.

فقط خواستم بگم قدر مادران و نگاههای آنان را بیشتر بدانید.

  نویسنده: نويسنده موقت ׀ تاریخ: دوشنبه یازدهم آبان 1388 ׀ زمان: 13:10 ׀ موضوع: ׀

bullet زیارت

من از این دنیا شکایت می کنم،عاقبت رنجم حکایت می کنم

می روم صحن حرم سوی خدا،قلب خود را پاک و راحت می کنم

غصه ها،ای غصه های بی شمار ای گناه و ای دل بی اختیار

می روم در بارگاه لطف حق ، از بدی هاتان شکایات می کنم

لحظه ای تنهای تنها نیستم ،نیستم تنهای تنها لحظه ای

قلب بی تاب و تن بی طاقتم ، می برم آنجا و راحت می کنم

اشک بر رخسار و دل پور خون شده، سایه ها تاریک و دل افسون شده

حتما آنجا پیش آن معبود عشق، شکوه ای زین رسم وعادت می کنم

راه سخت است و پس تاریک و پیش قلب و رنجور و دل بس ریش ریش

صبح و شب اینجا بر این درگاه لطف ،من گدایی سعادت می کنم

من خودم از او شنیدم بارها از تو ای معبود ای بی منتها

گفته ای با بندگانت گفته ای من دعا را خود اجابت می کنم

همدم

  نویسنده: نويسنده موقت ׀ تاریخ: دوشنبه سی ام شهریور 1388 ׀ زمان: 9:52 ׀ موضوع: دلانه ׀

bullet دعای شب قدر

معبود من مرا به شکنجه ی خود ادب مفرما و در حیله ات به مکرم گرفتار مکن . از کجا برایم خیر خواهد بود و حال آنکه خیری یافت نمی شود مگر از نزد تو و از کجا نجاتی برایم میسر میگردد در صورتیکه نجاتی به دست نمی رسد مگر به عنایت تو ...

(دعای ابوحمزه ثمالی)

پروردگارا به حق این شبهای قدر دلمان را پاک کن از همه ی بدیها ی نفس و پر کن از همه ی خوبیهایی که به تو ختم میشه ...

میگن توی این شبها همه ی گناها بخشیده میشه به جز یک گناه و اون ناامیدی از فضل و رحمت توست .پروردگارا من با امید به در خانه ا ت امدم ...می دانم تنها کسی که با وجود این همه بدی وجودم بازم جوابمو میده تویی ...

پروردگارا تنهایمان نگذار...

آمین

AliReZa

  نویسنده: نويسنده موقت ׀ تاریخ: چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 ׀ زمان: 20:44 ׀ موضوع: عرفان ׀

bullet چند جمله با خدا
گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم …
گفتی: فانی قریب
.:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::.

گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم… کاش می‌شد بهت نزدیک شم …
گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::.
------------ --------- --------- --
گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!

گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم

.:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.
ادامه مطلب
  نویسنده: نويسنده موقت ׀ تاریخ: چهارشنبه یازدهم شهریور 1388 ׀ زمان: 22:59 ׀ موضوع: عرفان ׀

 
CopyRight| 2009 , 2stkarshenasi86.BlogFa.com , All Rights Reserved
Powered By Blogfa | Template By: TEMPHA.COM